هرگز هنگام ورود شوهر به خانه، پس از گذراندن یک روز پرمشغله؛ زن نباید شکایت و گلهگذاری کند و با این کار، امید مرد را به این که خانه، محل آسایش اوست، از بین ببرد.
قدر همدیگرو بیشتر بدونید تا فرصت هست!
? مردی در حال تمیز کردن اتومبیل جدیدش بود. کودک 6 سالهاش تکه سنگی برداشت و بر روی بدنه اتومبیل خطوطی را انداخت. مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محکم پشت دست او زد بدون انکه به دلیل خشم متوجه شده باشد که با آچار پسرش را تنبیه نموده!
? در بیمارستان به سبب شکستگیهای فراوان انگشتهای دست پسر قطع شد. وقتی که پسر چشمان اندوهناک پدرش را دید از او پرسید: «پدر کی انگشتهای من در خواهند آمد؟!»
? آن مرد آنقدر مغموم بود که هیچ نتوانست بگوید به سمت اتومبیل برگشت و چندین بار با لگد به آن زد! حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشسته بود و به خطوطی که پسرش روی آن انداخته بود نگاه میکرد. او نوشته بود: «دوستت دارم پدر!» روز بعد آن مرد خودکشی کرد!
? «خشم» و «عشق» حد و مرزی ندارند. دومی (عشق) را انتخاب کنید تا زندگی دوست داشتنی داشته باشید و این را به یاد داشته باشید که «اشیا برای استفاده شدن و انسانها برای دوست داشتن هستند!»
? تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دور افتاده برده شد. با بیقراری به درگاه خداوند دعا میکرد تا او را نجات بخشد. ساعت ها به اقیانوس چشم میدوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمیآمد.
? سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبهای کوچک بسازد تا خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید. روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود. اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»
? صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک میشد از خواب برخاست. آن کشتی میآمد تا او را نجات دهد. مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟» آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»
✅ آسان میتوان دلسرد شد هنگامی که بنظر میرسد کارها به خوبی پیش نمیروند، اما نباید امیدمان را از دست دهیم، زیرا خدا در کار زندگی ماست، حتی در میان درد و رنج. دفعه آینده که کلبه شما در حال سوختن است به یاد آورید که آن شاید علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند…






آخرین نظرات