? یکی از مواردی که در میان همه مردها مشترک است این است که دوست ندارند مورد کنکاش و تعقیب زنان قرار بگیرند. این مساله آنها را نا امید می کند و حس محدودیت به آنها می دهد. وقتی مدام آمار مرد خود را می گیرید و پیگیر این هستید که کجا رفت؟ با چه کسی رفت؟ چه کار کرد؟ او که بود؟ در فکرش چه می گذرد؟ و … در واقع در حال تخریب آجر به آجر خانه رویاهای خود هستید.
? بیشتر زن ها بدون اینکه خود متوجه باشند این کار را انجام می دهند.
زنان تصور می کنند اگر به طور پیوسته و هرازگاهی این تعقیب و گریز را انجام دهند، مرد متوجه آن نمی شود. زنان فکر می کنند نشان دادن علاقه خود به مردی که از او خوششان آمده کاری دوستانه و جالب است. اما واقعیت این است که با دنبال کردن یک مرد، گرفتن آمار او یا خودنمایی در برابر او برای جلب توجهش، دقیقا در جهت معکوس حرکت می کنید. شما با این کارها باعث می شوید تا آن مرد کاملا از شما دوری کند و تمایلی به برقراری رابطه با شما از خود نشان ندهد.
بسم الله__
◀آن موقع ها همه چیز انقدر امن نبود….
انقدر آرام نبود….
غیرت ها انقدر بی رمق نشده بود….
مرد بود و غیرتش….مرد بود و ناموسش….
.
◀جسد بی جان و عریان دختر ایرانی را از تیر چراغ برق بالا بردند….دشمن را میگویم…
جلوی چشم رزمنده های ایرانی گذاشتند!!!!?
.
◀خواستند غیرت و مردانگی بچه های خمینی را به سخره بگیرند..خواستند بگویند…
این ناموس شماست که به تاراج رفته!!
ببینیتش!!
به قول امروزی ها آن را به اشتراک گذاشتند…
جلوی چشم بسیجی ها…?
.
◀سه نفر از بهترین جوانان این وطن پر پر شدند…
تا بالاخره
توانستند آن جنازه را پایین بیاورند…
مگر شوخی بود..
ناموس بود!
یک گردان هم قربانی میگرفت بالاخره ناموسشان را پایین می آوردند..
حتما که نباید زن و بچه خودشان باشد…
مرد با غیرت ناموس دیگران را هم ناموس خودش میبیند…☝️
.
◀دختر شیعه جلوی چشم دشمن عریان باشد و مردهای شیعه نفس بکشند؟؟؟
مگر سربازان خمینی مرده باشند…
.
◀عکس ناموسش را به اشتراک میگذارد…
و با بی غیرتی زیرش مینویسد:
⚫من و عشقم!!
⚫من و مادر خوشگلم!!
⚫من و خواهر گلم!!
.
◀زن عکس سرلخت و برهنه اش را منتشر میکند و برادرش و شوهرش آن را لایک میکنند!!در حالی که چند هزار نفر دیگر هم ناموسشان را با لایک پسند کرده اند…??
.
◀همان مرد چند پست آن طرف تر هم عکس یک شهید را به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته ما مدیون شهداییم!!!!?
.
◀عکس همان بچه شیعه با غیرت…
همان سرباز خمینی…
همان کسی که دارد از بی غیرتی اش زجر میکشد…
همان کسی که نگذاشت جنازه دختر ایرانی جلوی چشم ها باشد….چه رسد به….?
همان کسی که توی وصیت نامه اش این همه تاکید کرده بود که ««اگر با ریخته شدن خونم حقی به گردن دیگران داشته باشم به خدا قسم از مردان بی غیرت و زنان بی حجاب و بی حیا نمیگذرم!!»»✋
.
◀مرد با غیرت این روزها..
تو را به خدا قسم بگو…?
بگو آن شهید چه کار کند تا حاضر شوی عکس ناموست….زن شیعه را از جلوی چشم های هرزه برداری؟?
چه کار کند تا ناموست را به اشتراک نگذاری؟؟؟
ناموست را بیت المال کرده ای؟حاشا به غیرتت!!?
مگر نمیبینی…
نمیبینی دشمن چطور دارد به ناموس شیعه…
به ناموس ایرانی میخندد؟؟?
?در مراحل آشنایی برای ازدواج تمام خواسته های خود را طبقه بندی کنید و بر اساس اولویت آنها را با همسر آینده تان در میان بگذارید. در این میان خواسته های اولویت بندی شده شما چند ستون را تشکیل می دهند.
? ستون اول:
تمام ویژگی هایی که حتما همسرآینده تان «باید» دارا باشد.
? ستون دوم:
تمام ویژگی هایی که «نباید» همسرآینده تان داشته باشد.
? ستون سوم:
ویژگی هایی که ترجیح می دهید وجود داشته باشد.
و نهایتا بر این اساس و بر اساس کلیتی که مشهود است رابطه ایی را برای شناخت و ارزیابی فرد مورد نظر شروع می کنید؛ و نهایتا پس از مدتی که با او در تعامل بودید متوجه خواهید شد که ستون انتظارات شما تا کجا تکمیل شده است.
در نتیجه او انتخاب شما بعنوان همسر آینده تان هست یا نیست …
?کناری ایستاده بودم و تماشا می کردم؛ درنگ و وقفه ای کوتاه در کنار کودک واکسی.
نیمه روز بود و پسرک زیر تیغ آفتاب بساط کرده بود. تنها پوش بالای سرش، خنکی بنر تبلیغاتی بزرگی بود که روی بساطش سایه کرده بود و همین نیز هرازگاهی با باد جابجا می شد.
به جبینش عرق نشسته و سخت مشغول بود که مرد جوانی از کنارش رد شد و بعد از چند قدم مجدد برگشت تا کفشش را واکس بزند. تمیزی و رنگ و روی کفش نشان می داد دلش زار پسرک است و خواسته به بهانه ای کمک کند. می توانست صدقه ای دهد و برود و بکارش برسد. اما ماند و خیلی جدی گفت “لطفا واکس خوب بزن” و پسرک کفش های واکس خورده را مجدد واکس زد.
در همین اثنا دختر جوانی از کنار بساط واکسی رد شد و بعد از مزاح صمیمانه و سلام و علیک گرم، یک بستنی کیم به او داد و به سرعت رد شد. از اینکه در این آتش نمیروزی، به این کودک واکسی توجه کرده است و مغازه رفته و بستنی خریده است و با روی خوش و با احترام تقدیمش می کند لذت بردم. می توانست پول بستنی را بدهد و رد شود. می توانست وقتش را برای احوال پرسی و شوخی کردن نگذارد.
دخترجوان رفت و اما کودک بی اعتنا به بستنی، مشغول کار بود. گفتم بستنی ات آب می شود؛ گفت “روزه ام. این دخترخانم نمی داند و هر روز برایم بستنی میاورد.” گفتم “مگه چند سالته؟” گفت “12 سال". گفتم “به سن تکلیف نرسیدی که؟” گفت “روزه گرفتن را دوست دارم.” گفتم “آخه با زبان روزه و در این گرما؟” که گفت: “دختر شماست؟” گفتم “بله. اسمش حسناست.” گفت: “بی زحمت این بستنی را بده حسنا. اب نشود، حیفه."
دخترم بستنی را گرفت و مرد چند برابر قیمت واکس به پسرک پول داد و من در خلسه این تصاویر تماشایی؛ که پسر واکسی گفت: “نوبت شماست.”
?نگاه ما ناقص است که جز کجی و تلخی در این شهر نمی بینیم. درست نگاه کنیم همان حرف رهبری است که می گوید جامعه ما روز به روز معنوی تر می شود. این شهر زیباست به مردمان زیبایش.
♏️چند راز آرامش درون ....
خیر و سلامت دیگران را
خیر و سلامت خود بدان ..
بی آزار باش
و هرگز عمدا کسی را نرنجان ..
بجای توقع خوشحالی از دیگران،
خود آنها را خوشحال کن …
دلت همیشه شاد باشد، حتی هنگامی
که دیگران عبوس هستند …
گله مند نباش.
آنچه دنیا به تو می بخشد، در مقابل چیزی
است که پیش تر، تو به او بخشیدهای ..
وجدانی پاک داشته باش
در تمام مراحل زندگی از حق پیروی کن…
تو نمی توانی دنیا را تغییر دهی،
اما می توانی خودت را تغییر دهی ..
و در آخر اینکه، راز آرامش درون ..
آسایش درون است، آسایش جسمانی،
عاطفی، ذهنی و سپس معنوی است ..





آخرین نظرات