ریحانه

 خانه عشق یعنی.... لذت بردن تماس  ورود
مراقب فریب شیطان باشید!!!
ارسال شده در 8 دی 1395 توسط فاطمه عامری ( مشاور ) در تلنگر

دیروز شیطان را دیدم . در حوالی میدان ، بساطش را پهن کرده بود ؛ فریب می فروخت . مردم دورش جمع شده بودند ، هیاهو می کردند و هول می زدند و بیش تر می خواستند . توی بساطش همه چیز بود : غرور ، حرص ، دروغ و خیانت ، جاه طلبی و قدرت . هر کس چیزی می خرید و در ازایش چیزی می داد . بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی پاره ای از روحشان را بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگی شان را . شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد . حالم را بهم می زد ، دلم می خواست همه ی نفرتم را توی صورتش تف کنم . انگار ذهنم را خواند ، موذیانه خندید و گفت : من کاری با کسی ندارم ، فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم ، نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد ، می بینی آدم ها خودشان دور من جمع شده اند ! جوابش را ندادم . آن وقت سرش را نزدیک تر آورد و گفت : البته تو با این ها فرق می کنی . تو زیرکی و مؤمن . زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد . اینها ساده اند و گرسنه . به جای هر چیزی فریب می خورند …

از شیطان بدم می آمد ، حرف هایش اما شیرین بود . گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت . ساعت ها کنار بساطش نشستم . تا اینکه چشمم به جعبه ی عبادت افتاد که لابه لای چیز های دیگر بود . دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم . با خودم گفتم : بگذار یکبار هم شده کسی چیزی از شیطان بدزدد . بگذار یکبار هم او فریب بخورد .

به خانه آمدم و در جعبه ی کوچک عبادت را باز کردم . توی آن اما جز غرور چیزی نبود !!! جعبه ی عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت . فریب خورده بودم . دستم را روی قلبم گذاشتم ، نبود . فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام . تمام راه را دویدم ، تمام راه لعنتش کردم ، تمام راه خدا خدا کردم . می خواستم یقه ی نامردش را بگیرم ، عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم . به میدان رسیدم . شیطان اما نبود . آن وقت نشستم و های های گریه کردم ، از ته دل . اشک هایم که تمام شد ، بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم ، که صدایی شنیدم . صدای قلبم را … پس همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم .

شیطان غرور فریب نظر دهید »
مربای بادمجان
ارسال شده در 8 دی 1395 توسط فاطمه عامری ( مشاور ) در آشپزی

​‍

موادلازم
نیم کیلو بادمجون کوچک

4لیوان شکر

4 لیوان آب

1 ق.چ جوهرلیمو

گل میخک یا هل به مقدارلازم
طرزتهیه
????بادمجانها را شسته پوست بگیرید. برای گرفتن تلخی بادمجانها آنها را داخل ظرفی پر از آب به مدت 2 ساعت بیاندازید. بعد از 2 ساعت بادمجانها را از داخل آب جدا کرده بشویید. آب تمیز در قابلمه ای بریزید و 1 ق جوهرلیمو اضافه کنید تا جوش بیاد بعد جوش آمدن بادمجانهارا داخل قابلمه بیاندازید تا جوش بیاد. حرارت شعله را کم کنید و تا 15 دقیقه اجازه دهید تا بادمجانها جوش بخورند سپس از آب خارجشان کنید و با آب سرد بشوییدشان و صبر کنید آبشان کشیده شود. 4 لیوان شکر و 4 لیوان آب را در ظرفی بریزید و شربت درست کنید بعد بادمجانها و میخک یا هل را داخل شربت بیاندازید تا بهمراه شربت جوش بخورند. برای شکرک نزدن مربا چند قطره آب لیمو اضافه کنید. 

بادمجان مربا نظر دهید »
تبدیل گناه به نیکی!!!
ارسال شده در 8 دی 1395 توسط فاطمه عامری ( مشاور ) در حدیث

امام باقر علیه السلام: 
أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ الصِّدْقُ وَ الْحَيَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الشُّكْر.
اگر كسى داراى چهار خصلت باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آن گناهان را به نيكى تبديل مى‌كند: 

راستگويى، 

شرم و حيا، 

نيك خلقى، 

روحيه شكرگزارى.
 کافی ج 2 ، ص 107

تبدیل حیا راستگویی نیکی گناه نظر دهید »
بهترین مردم....
ارسال شده در 8 دی 1395 توسط فاطمه عامری ( مشاور ) در حدیث

ایثارگری بهترین مردم نظر دهید »
قولی به مادرم!!!
ارسال شده در 8 دی 1395 توسط فاطمه عامری ( مشاور ) در داستانک

​

 در عالم کودکی به مادرم قول دادم 

که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم.

مادرم مرا بوسید.

و گفت : نمی توانی عزیزم !

گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم .

مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی .

نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم .

ولی خوب که فکر می کردم مادرم را دوست داشتم .

معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم !

بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم .

ولی وقتی پیش خودم گفتم ؛

کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود ، که انتخاب شد.

سالها گذشت و یکی آمد ، یکی که تمام جان من بود .

همانروز مادرم با شادمانی خندید و گفت دیدی نتوانستی !

من هرچه فکر کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر می خواستم ،

او با آمدنش سلطان قلب من شده بود .

من نمی خواستم و نمی توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم .

آخر من خودم مادر شده بودم …

سیمین_بهبهانی

قول مادر نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 286
  • 287
  • 288
  • ...
  • 289
  • ...
  • 290
  • 291
  • 292
  • ...
  • 293
  • ...
  • 294
  • 295
  • 296
  • ...
  • 372

آخرین مطالب

  • اظهار کردن ناراحتی از همسر
  • گذرگاه نه قرارگاه
  • توجه به همسر
  • ببخشید!!!
  • حرف بزنید
  • مشورت کردن
  • معجزه کلمات
  • شفاف سازی
  • احترام به والدین
  • همسر شاد!!!

آخرین نظرات

  • بویکا  
    • https://worldbook.blogix.ir/>
    در هوش یا تلاش!!!
  • ... در کوک چهارم!!!
  • مهد ی در تاریخچه بستنی
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در اندکی تامل!!!
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در سبک سنگین کردن!!!
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در دعوای پیانوی ممنوع!!!!
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در تایید همسر
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در دلی همانند آینه!!!
  • شهید محمود رضا بیضائی  
    • ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)
    در هدف چیست؟!!!!
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در شوهرتان را تهدید نکنید!!!!
  • نردبانی تا بهشت  
    • یاس کبود۱۴
    در فقط خدا
  • شهید محمود رضا بیضائی  
    • ضحی (شهیدمحمودرضابیضائی)
    در کودک پرخاشگر!!!
  • یا کاشف الکروب در قصه گویی!!!!
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در عوامل تخریب روابط همسران!!!!
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در خداحافظی کنید!!!
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در رفتار با کودک
  •  
    • وبلاگ مدرسه علمیه کوثر
    • تازه های کوثر
    در حریم عشق
  • فرمانده در قطره آب باشید!!!!
  • نردبانی تا بهشت  
    • یاس کبود۱۴
    در گذشت!!!
  • مدیر النفیسه  
    • مدیرالنفیسه
    • از همه جا خبر
    در کودک با شخصیت !!!

Sidebar 2

This is the "Sidebar 2" container. You can place any widget you like in here. In the evo toolbar at the top of this page, select "Customize", then "Blog Widgets".

مشاوره

ارسال مشاوره

پيگيري مشاوره

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • مشاوره
  • انرژی مثبت
  • داستانک
  • تلنگر
  • روانشناسی
  • دانستنی ها
  • راز موفقیت
  • حدیث
  • همسرانه
  • فرهنگی
  • پندانه
  • معرفی کتاب
  • سبک زندگی
  • دل نوشته
  • پرسش و پاسخ
  • طنزانه
  • آشپزی
  • نکات خانه داری
  • روشهای تربیتی فرزندان
  • روشهای تربتی فرزندان
  • تربیت کودک
  • طب سنتی

کاربران آنلاین

  • قمری نوحه سرا
  • راضيه فارغ

پیوند ها

  • مدرسه علمیه الزهرا (س) گلدشت
  • مدرسه امام جعفر صادق (ع) شاهرود
  • صحیف دل (کاربر مدرسه )
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان